انتظار
خورشيدوش از پردهء غيبت بدر آيد * اى منتظران جان جهان از سفر آيد
آن مهدى موعود كه چشمم به رهش بود * از جانب مغرب ز سفر مفتخر آيد
با عيسى معجزگر مريم شده همراه * با موسى عمران به وطن با ظفر آيد
تا خصم دنى را بنشاند به سر جايش * با سيف على آن مَهِ خرّم اثر آيد
طغراى عدالت بزند بر در و ديوار * وقتى كه ز ره رايت آن دادگر آيد
داد دل مظلوم ستاند به عدالت * آن راهبرى كاو ز ستم بر حذر آيد
ويران كند آن كعبهء آمال اميران * آنكس كه پى يارى نوع بشر آيد
خواهم كه ببينم رخ همچون قمرش را * آن ماه دلارا كه به بار دگر آيد
هواى كعبه
از مى ميخانهات جامم بده * ناخوشم يكلحظه آرامم بده
اشك ريزم روز و شب از سوز دل * اى وفاپرور دمى كامم بده
در هواى كعبه هستم بىقرار * زين سفر توفيق پيغامم بده
پر كشد روحم بهسوى خانهات * چون كبوتر جاى در بامم بده
يوسف گمگشتهء كويت نىام * مذبحى هم در سرانجامم بده
آتشى بفروز در حال « منير » * پختگىها بر دل خامم بده
تولّد و مرگ
از تولد تا به مردن يكدم است * قامت از به دو تولّد هم خم است
ده چهار و سه يكى بر من گذشت * ليك بر پا ماندهام در سرگذشت
نيمهاى از فصل گرما و تموز * روز ميلادم بُد آن ديرينه روز
كوكب منظومهء راهش شدم * در ميان اختران ماهش شدم
مه « منير » م كرد چون رويم بديد * والهام گرديد تا مويم بديد