افتخار عضويت اين انجمن را دارم . »
خانم نسترنى در انواع شعر از غزل و مثنوى و رباعى و شعر نو نيمائى طبعآزمائى مىكند و آثارش نيز در انجمن ادبى حكيم ناصر خسرو به چاپ مىرسد .
خانم نسترنى در سال 1344 ازدواج كرد و ثمرهء آن يك دختر و دو پسر است و پسر بزرگش پوريا نوازندهء ساز مىباشد و در ساخت ساز تبحر دارد و در سال 1380 در هفدهمين جشنواره فجر مقام اول كشور را در ساخت سهتار و مقام دوم را در ساخت عود بدست آورد و در ضمن صداى گرم و دلنشينى دارد و دورههاى رديف سازوآواز موسيقى ايرانى را نزد استادان برجسته مىگذراند و گاهى در شعر طبعآزمائى نيز مىكند .
ديدار « 1 »
تو را ديدم و در تنهائىام با تو سخن گفتم * حجاب و پرده بركندم ، ز غم با تو سخن گفتم
تو با آن روح زيباى فرحافزاى والايت * پذيرفتى مرا و من چه كم ، با تو سخن گفتم
پس از ديدار تو در آن شب تاريك وحشتزا * به يكباره به بهت آمدم با تو سخن گفتم
سراسر هستىام آغشته با عطر وجودت شد * و من در هستى خود ، از عدم با تو سخن گفتم
تمام غصّهها پوچ و سرم خالى شد از سودا * به هنگامى كه از بيش و ز كم ، با تو سخن گفتم
درون سينهء تنگ « منير » و در شب يلدا * ز عشقى سبز و زيبا دمبهدم با تو سخن گفتم
كنون غمهاى من بيرون شده از سينهء محزون * چو از اندوه دهر پيچوخم با تو سخن گفتم
كسى كه مردى از جوانمردى آموخت . دكتر شريعتى
زبان على در كام
زينب اى دخت گرانقدر على * اى به پهنه آسمان بدر على
هامش
( 1 ) - زمانهائى هست كه رؤياها به اندازهاى قدرتمند و پايدار مىشوند كه مىتوان آنها را با چشم بازهم ديد و من خداوندگار را در چنين لحظاتى ديدهام و ادبيات فوق بدين مناسبت سروده است .