تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 186

مساهمون:

ص١٨٦
سرسره‌بازى كنند ، در نشيبِ نَهر ، * رقص پا كُنند ، روىِ موجِ آب . اى شاخ ارغَوان ! * با زورق خيال ، در بَحرِ باوَرَت ، من شناورَم اى مدعى مگو مَستِ ساغرم ! * من مَستِ او شدم در خط باوَرَم * راستى ! اگر ديده‌ام نبود ! * اى مدّعى بگو ! شاخِ ارغَوان ، مَعشوقه كه بود ؟ * آن رقص پرشُكوه را ، با ساز آن نسيم ، * در مقدم بهار ، در كوچه باغ باغ ، يا كه روى آب ، * از چه مىنمود ؟ بىهيچ گفتگو ، * خنده‌هاى او ، بر باد مىرفت . در يل اشك ابر ، در ضجه‌هاى باد * راستى ! آن شاخ ارغوان ، گر خبر نداشت ، از روح و باطنم * اى مدعى بگو ! پس چرا به من جلوه مىفروخت ؟