سرسرهبازى كنند ، در نشيبِ نَهر ، * رقص پا كُنند ، روىِ موجِ آب .
اى شاخ ارغَوان ! * با زورق خيال ، در بَحرِ باوَرَت ، من شناورَم
اى مدعى مگو مَستِ ساغرم ! * من مَستِ او شدم
در خط باوَرَم * راستى !
اگر ديدهام نبود ! * اى مدّعى بگو !
شاخِ ارغَوان ، مَعشوقه كه بود ؟ * آن رقص پرشُكوه را ،
با ساز آن نسيم ، * در مقدم بهار ،
در كوچه باغ باغ ، يا كه روى آب ، * از چه مىنمود ؟
بىهيچ گفتگو ، * خندههاى او ، بر باد مىرفت .
در يل اشك ابر ، در ضجههاى باد * راستى ! آن شاخ ارغوان ،
گر خبر نداشت ، از روح و باطنم * اى مدعى بگو !
پس چرا به من جلوه مىفروخت ؟
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 186
مساهمون: سيد محمد باقر برقعى
ص١٨٦