برفروز ويانه را * رقص ما
در بزم ما * با سوز اين پيمانه است
ارغوان
اى شاخ ارغوان ! * كه بر طرف جويبار ،
برنشستهاى در مقدم بهار ، * اى شكوفههاى شاد ارغوانى رنگ
اى پروانههاى رنگين پر قشنگ ! * اى آنكه لعل صبوحى سركشيدهاى ،
در سفره سحر ، از شراب ناب . * اى آنكه زودتر از همرهان خود ،
رخت عافيت كردهاى بتن ، * پيشى گرفتهاى از همه خفتگان همرهت ،
در سراى خواب ، * اى آنكه دختران تو ،
بر شاخهها برنشستهاند ، * تا دلبرى كنند ، با خندههاى شاد ،
يا كه بردرند پرده حجاب * لخت ، لخت ،
لخت پايتى * به پائين شاخه برجهند