تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 180

مساهمون:

ص١٨٠

سوگند « 1 »

سوگند به خونين كفن و خون شهيدان * سوگند به ناكامى دل‌هاى پريشان سوگند به آن مادر جان‌باخته فرزند * در راه شرف در ره پامردى و ايمان سوگند به آن زن كه پس از باختن شوى * گيسوى فروهشته ، سرافكنده به دامان سوگند به آن ناله جان‌سوز يتيمى * كز جور ستم كيش ، شده بىسروسامان سوگند به آن خواهر گم‌كرده‌برادر * كز ماتم گم‌گشته كند شيون و افغان سوگند به اشكى كه چكد نيمه شبى تار * از چشم اسيران ستم ، گوشهء زندان سوگند به پامردى مردان مبارز * كز صولت دژخيم نترسند به ميدان سوگند به آيين وفادارى عشّاق * كز راه وفا جان بسپارند به جانان سوگند به آن نعرهء مستانهء مشتاق * كز هيبت آن ، لرزه درافتاد به كيهان سوگند به فرزند علىّ ، سرور احرار * آن راهبر راه حقّ و شاه شهيدان سوگند به راهى كه حسين بن علىّ رفت * راهى كه به سر برد و فدا كرد سر و جان سوگند به آن دخت علىّ ، زينب كبرى * كز خطبهء او جلوهء حقّ گشت نمايان سوگند به هفتاد و دو تن يار هماهنگ * كز جان بگذشتند به ميثاق و به پيمان سوگند به آنان كه سپردند ره خويش * مردانه و تسليم نگشتند به عدوان سوگند به عزّ و شرف و عدل و فضيلت * سوگند به هرآنچه تفاخر كند انسان كز پا ننشينيم به حفظ حقِ مظلوم * وز جان نهراسيم به آزادى ايران
هامش
( 1 ) - شعر فوق در سال 1342 به مناسبت واقعهء عاشوراى حسينى سروده و شاعر قيام حسين بن علىّ عليه السّلام را به تمام انسان‌هايى كه به خاطر آزادى مبارزه مىكنند ، سوگند مىدهد كه در برابر خودكامگان و ظالمان به پا خيزند و قيام حسينى سرمشقى براى همه آزادگان از حريّت و آزادى مىباشد .
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 180 | سيد محمد باقر برقعى