سوگند « 1 »
سوگند به خونين كفن و خون شهيدان * سوگند به ناكامى دلهاى پريشان
سوگند به آن مادر جانباخته فرزند * در راه شرف در ره پامردى و ايمان
سوگند به آن زن كه پس از باختن شوى * گيسوى فروهشته ، سرافكنده به دامان
سوگند به آن ناله جانسوز يتيمى * كز جور ستم كيش ، شده بىسروسامان
سوگند به آن خواهر گمكردهبرادر * كز ماتم گمگشته كند شيون و افغان
سوگند به اشكى كه چكد نيمه شبى تار * از چشم اسيران ستم ، گوشهء زندان
سوگند به پامردى مردان مبارز * كز صولت دژخيم نترسند به ميدان
سوگند به آيين وفادارى عشّاق * كز راه وفا جان بسپارند به جانان
سوگند به آن نعرهء مستانهء مشتاق * كز هيبت آن ، لرزه درافتاد به كيهان
سوگند به فرزند علىّ ، سرور احرار * آن راهبر راه حقّ و شاه شهيدان
سوگند به راهى كه حسين بن علىّ رفت * راهى كه به سر برد و فدا كرد سر و جان
سوگند به آن دخت علىّ ، زينب كبرى * كز خطبهء او جلوهء حقّ گشت نمايان
سوگند به هفتاد و دو تن يار هماهنگ * كز جان بگذشتند به ميثاق و به پيمان
سوگند به آنان كه سپردند ره خويش * مردانه و تسليم نگشتند به عدوان
سوگند به عزّ و شرف و عدل و فضيلت * سوگند به هرآنچه تفاخر كند انسان
كز پا ننشينيم به حفظ حقِ مظلوم * وز جان نهراسيم به آزادى ايران
هامش
( 1 ) - شعر فوق در سال 1342 به مناسبت واقعهء عاشوراى حسينى سروده و شاعر قيام حسين بن علىّ عليه السّلام را به تمام انسانهايى كه به خاطر آزادى مبارزه مىكنند ، سوگند مىدهد كه در برابر خودكامگان و ظالمان به پا خيزند و قيام حسينى سرمشقى براى همه آزادگان از حريّت و آزادى مىباشد .