علميّه قم را تأسيس مىنمايد بنابراين حاج شيخ عباس تهرانى و جمعى از علما و فضلاى حوزه علميّه اراك به قم مىآيند و در اين شهر رحل اقامت مىافكنند .
آيتاللّه تهرانى از روحانيونى است كه زاهدانه زندگى مىكرد و حتى از اخذ و مصرف سهم امام عليه السّلام خوددارى مىنمود و مصرف آن را براى خود مجاز نمىشمرد . حجة الاسلام حاج شيخ احمد محمدزاده فرزند آن مرحوم مىگويد : « پدرم با اينكه سالها در قم سكونت داشت در خانهء استيجارى زندگى مىكرد بعضى از بازرگانان براى او خانهاى خريدند و پدرم به آن خانه منتقل شد امّا در وصيّتى كه قبل فوت خود كرده بود يادآور شده بود كه مالك خانه من نيستم بنابراين وارثان من نيز نبايد از آن خانه سهم الارث ببرند آن را در اختيار آيتاللّه سيد احمد خوانسارى در تهران بگذاريد كه به هر شكلى مىخواهد آن را به مالك واقعىاش تحويل دهد .
آيتاللّه تهرانى در سال 1329 به درخواست آيتاللّه سيّد محمّد حجت كوه كمرهاى روزهاى جمعه براى طلاب درس اخلاق مىگفت و تا زنده بود درس اخلاق او در مدرسه حجّتيه ادامه داشت . سرانجام در سال 1344 شمسى چشم از جهان فروبست .
آيتاللّه تهرانى از ذوق و قريحهء شاعرى نيز برخوردار بود و در شعر منزوى تخلّص مىكرد و شعرش روان و شيوا و دلنشين و از روى اخلاص سروده است ، ديوان اشعارش در سال 1373 در قم چاپ و منتشر شد و اثر ديگر او كتاب « دين و وجدان » است كه طبع و نشر شده است .
ماه عزا
ماه محرم آمد و شام عزا رسيد * از ساكنان عالم غيب اين ندا رسيد
كى عاشقان كوى حسين باخبر شويد * كايام حزن و موسم درد و بلا رسيد
نى ناله سر نمود و همه بلبلان نوا * از عشق گل كه در چمن نينوا رسيد
هردم ز جان خويش برآريد صد خروش * كان جانِ جان به عرصهء كربوبلا رسيد