گفتمت پر بگشا ميل طوافت دارم * بالوپر بسته گرفتار توام گفتى نه
گفتمت بسكه به دل نام تو شيرين آمد * عين فرهادم و بيمار توام گفتى نه
گفتمت دربهدرى حاصل عشق است اگر * شهرهى كوچه و بازار توام گفتى نه
گفتمت گر كه غزلخوانى من كار تو است * روزگار است و سركار توام گفتى نه
گفتمت گر دل شيدا دل من مجنونست * يار ليلى نشوم يار توام گفتى نه
گفتمت خاك رهت گر كه به جان بفروشى * جان و دل داده خريدار توام گفتى نه
گفتمت نه مگو و اين همه انكار مكن * چونكه در فكرت انكار توام گفتى نه
گفتمت با نه آخر كه حقيقت دارد * گفتى آرى ، كه گرفتار توام گفتى نه
دوبيتى
گل مريم شميم نوبهار است * گل نسرين حديثى از نگار است
ز شوق ار شبنمى دارى به مژگان * ز حُسن گل و لطف كردگار است
* * *
تو شمعى و دلم پروانهى تو * دل ديوانهام ديوانهى تو
گرم ببينى غريب هر ديارم * منم در جستجوى خانهى تو
* * *
دل تنگم ربودى ، دلبر من * ز مهرويان عالم برتر من
اگر جانم بسوزد در وصالت * دگر جانى دهى خاكستر من
* * *
بيا امشب به خوابم تا بخوابم * به دور از تو به شطّ اضطرابم
بمان امشب به خوابم تا سحرگه * مده چون وقت بيدارى عذابم
* * *
بيا بذر محبت را بكاريم * نهال غصّه را از بن درآريم
كنار چشمههاى مهربانى * ز خود تصوير يكرنگى گزاريم