خانهمان بود كجا ؟
خانهمان بود كجا ؟ * به كجا زاده شدم ؟
كه كنون واماندم ، كنج پتوى زمستانى سرد * خلأيى بين دو فصل
و به دل جوهرى از سردى و غم مىبارد * رامهرمز ، شهرم
سخن از گرمى و گرماى دگر مىگويم * ليك با سينهء سرد
و كلامى پُردرد * به شبى سرد و خموش ، مادرم بار سفر بسته و رفت .
پدر پير كشاورزم ماند * و زمينى مىداشت ،
كه در آن گندم ديمى مىكاشت . * گاهى از بىآبى ،
كشتهاش مىخشكيد : * گاهى هم مىروئيد ، ملخى مىخوردش ، مالكى مىبردش
و زمانى ديگر * كه نخشكيد و بسى خوشه بداشت .
گردبادى برسيد و همه را از جا كند * و نمىبرد ثمر
پير همسايهء شهر * و شه هم داشت خبر
و چه فرقى مىكرد * خانهمان بود كجا
پس آن باغ پر از ميوهء تر * يا به هر جاى دگر .