موجها روى آب مىرقصند * باز دريا به رنگ مهتاب است
بوى ماهى
مىرسد باز آوازى از دور * مىخزد قايقى روى دريا
يك نفر توى قايق نشسته * خيره مانده به اينسوى دريا
*
موجها مثل قوها سپيدند * رقصشان مثل پرواز زيباست
ماهيان بر متكاى جلبك * خوابهاشان پر از بوى درياست
*
پشت ساحل ، ميان درختان * كلبهاى هست و روشن اجاقش
يك نفر بىقرار است و خسته * هست تنها ميان اتاقش
*
مىشود ساحل از خواب بيدار * مىرسد قايقى در سياهى
يك نفر توى قايق نشسته * مىدهد دست او بوى ماهى
اذان
دوباره يك غروب دلنشين * دوباره يك صداى سبز
دوباره مىپرد كبوترى * به دور آبى حرم
دوباره چشمهاى من * پر از نگاه كاشى و ستاره مىشود .
كنار حوض صحن * دوباره ذهن من