تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 141

مساهمون:

ص١٤١
موج‌ها روى آب مىرقصند * باز دريا به رنگ مهتاب است

بوى ماهى

مىرسد باز آوازى از دور * مىخزد قايقى روى دريا يك نفر توى قايق نشسته * خيره مانده به اين‌سوى دريا
*
موج‌ها مثل قوها سپيدند * رقصشان مثل پرواز زيباست ماهيان بر متكاى جلبك * خوابهاشان پر از بوى درياست
*
پشت ساحل ، ميان درختان * كلبه‌اى هست و روشن اجاقش يك نفر بىقرار است و خسته * هست تنها ميان اتاقش
*
مىشود ساحل از خواب بيدار * مىرسد قايقى در سياهى يك نفر توى قايق نشسته * مىدهد دست او بوى ماهى

اذان

دوباره يك غروب دل‌نشين * دوباره يك صداى سبز دوباره مىپرد كبوترى * به دور آبى حرم دوباره چشم‌هاى من * پر از نگاه كاشى و ستاره مىشود . كنار حوض صحن * دوباره ذهن من