تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 120

مساهمون:

ص١٢٠
عزيز هم‌سفر روزگار عشق جمال * عجول حادثهء گيرودار عشق جمال به بام عرش ، به بال اميد خوش رفتى * جمال پاك ! جمال شهيد ! خوش رفتى تو عاشقى ، تو رهايى ، تو نيك بىباكى * سفر به خير برادر ! برو كه چالاكى تو شهسوارترينى ، تو چابكانه بتاز * مجال حادثه تنگ است از اين كرانه بتاز لهيب عشق برآمد ، سمندرانه برو * ز كوچه‌هاى شهادت قلندرانه برو تو قطره‌اى ، تو به آغوش رود مىآيى * تو در بلاد شهيدان فرود مىآيى تو خوش‌عنان و سبكبار مىروى ، تو برو * تو پابه‌پاى جلودار مىروى تو برو برو كه عرصهء جولان عشق بايد داد * به روز حادثه تاوان عشق بايد داد شكستگان تو اجر جزيل خود بردند * ثواب نامهء صبر جميل خود بردند برو ، و ليك به مردى و عاشقى سوگند * به صبر و صابرى و صدق و صادقى سوگند به خون پاك شهيدان ، به جان مدهوشان * به شور نعرهء مستان ، به شوق خاموشان كه چون به عرش رسيدى ، پيام ما برسان * به سرخوشان مجاور ، سلام ما برسان