تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 116

مساهمون:

ص١١٦
از نيل با موسى بيابان‌گرد بودم * با دار با عيسى شريك درد بودم من با محمّد از يتيمى عهد كردم * با عاشقى ميثاق خون در مهد كردم بر ثور « 1 » شب با عنكبوتان مىتنيدم * در چاه كوچه واى حيدر مىشنيدم با ريگ صحرا با ابا ذر پويه كردم * عمّاروش ، چون ابر و دريا مويه كردم تاوان مستى همچو اشتر باز راندم * با ميثم از معراج دار آواز خواندم من تلخى صبر خدا در جام دارم * صفراى رنج مجتبى در كار دارم من زخم خوردم ، صبر كردم ، دير كردم * من با حسين از كربلا شبگير كردم آن روز در جام شفق مل كرد خورشيد * بر خشك چوب نيزه‌ها گل كرد خورشيد فريادهاى خسته سر بر اوج مىزد * وادى به وادى خون پاكان موج مىزد
*
بىدرد مردم ما خدا ، بىدرد مردم * نامرد مردم ما خدا ، نامرد مردم از پا حسين افتاد و ما بر پاى بوديم * زينب اسيرى رفت و ما بر جاى بوديم از دست ما بر ريگ صحرا نطع كردند * دست علمدار خدا را قطع كردند نوباوگانِ مصطفى را سر بريدند * مرغان بستان خدا را سر بريدند در برگ‌ريز باغ زهرا برگ كرديم * زنجير خاييديم و صبر مرگ كرديم چون بيوگان ننگ سلامت ماند بر ما * تاوان اين خون تا قيامت ماند بر ما
*
روزى كه در جام شفق مل كرد خورشيد * بر خشك چوب نيزه‌ها گل كرد خورشيد

شرم گل

آسمان محراب ابروى كسيست * شب شكنج طرّهء موى كسيست مىدرخشد چهر مهر آيينه است * داغدار روى مه‌گوى كسيست
هامش
( 1 ) - ثور : غار . غارى است كه پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله به هنگام هجرت با ابو بكر در آن پنهان شدند .
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 116 | سيد محمد باقر برقعى