از نيل با موسى بيابانگرد بودم * با دار با عيسى شريك درد بودم
من با محمّد از يتيمى عهد كردم * با عاشقى ميثاق خون در مهد كردم
بر ثور « 1 » شب با عنكبوتان مىتنيدم * در چاه كوچه واى حيدر مىشنيدم
با ريگ صحرا با ابا ذر پويه كردم * عمّاروش ، چون ابر و دريا مويه كردم
تاوان مستى همچو اشتر باز راندم * با ميثم از معراج دار آواز خواندم
من تلخى صبر خدا در جام دارم * صفراى رنج مجتبى در كار دارم
من زخم خوردم ، صبر كردم ، دير كردم * من با حسين از كربلا شبگير كردم
آن روز در جام شفق مل كرد خورشيد * بر خشك چوب نيزهها گل كرد خورشيد
فريادهاى خسته سر بر اوج مىزد * وادى به وادى خون پاكان موج مىزد
*
بىدرد مردم ما خدا ، بىدرد مردم * نامرد مردم ما خدا ، نامرد مردم
از پا حسين افتاد و ما بر پاى بوديم * زينب اسيرى رفت و ما بر جاى بوديم
از دست ما بر ريگ صحرا نطع كردند * دست علمدار خدا را قطع كردند
نوباوگانِ مصطفى را سر بريدند * مرغان بستان خدا را سر بريدند
در برگريز باغ زهرا برگ كرديم * زنجير خاييديم و صبر مرگ كرديم
چون بيوگان ننگ سلامت ماند بر ما * تاوان اين خون تا قيامت ماند بر ما
*
روزى كه در جام شفق مل كرد خورشيد * بر خشك چوب نيزهها گل كرد خورشيد
شرم گل
آسمان محراب ابروى كسيست * شب شكنج طرّهء موى كسيست
مىدرخشد چهر مهر آيينه است * داغدار روى مهگوى كسيست
هامش
( 1 ) - ثور : غار . غارى است كه پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله به هنگام هجرت با ابو بكر در آن پنهان شدند .