اشعار زير نمونههايى از شعر اوست :
ندانستم
به عشق دلبرى دل مبتلا كردم ، ندانستم * ز هجرش همچو نى از غم نوا كردم ، ندانستم
شدم بيگانه از خود تا دل افسردهء غمگين * به يار تندخويى آشنا كردم ، ندانستم
به امّيدى كه بوسم لعل مىگونش به كام دل * سر و جان را فدايش از وفا كردم ، ندانستم
تكبّر را فزون بنمود ز آن روز كه پيش او * حديث عشق خود را برملا كردم ، ندانستم
ز من آزردهخاطر شد كه من در كارهاى او * همى چون و چرا كردم ، ندانستم
رخش را تالى خلد برين گفتم ، نفهميدم * لبش را همسر آب بقا كردم ، ندانستم
مرا از تيغ ابرو كشت « مظهر » داد از آن دارم * برفت و دامنش از كف رها كردم ، ندانستم
نكوتر
به نزد شر زه شيرى خسته خفتن * به پيش زاهدى مخمور رفتن
فسرده حال بر خار مغيلان * برهنه پا ، شب ديجور رفتن
به تن بيمار در دشتى پر از بيم * به هنگام زمستان ، عور رفتن
ز كردار رقيب ديو سيرت * به پيش دلبر خود دور رفتن
در ادوار زمانه خوار بودن * و گر ناكام اندر گور رفتن
براى ناسپاسى رنج بردن * به راه پربلايى كور رفتن
به كام جان شرنگ روحفرسا * ز نيش عقرب و زنبور رفتن
چنان باريك گشتن جسمت از درد * كه بتوان در دجار مور رفتن
به پيش من نكوتر هست « مظهر » * كه يكدم زير بار زور رفتن
منزلگه او
بلبل كه بوَد مرغ گلستان محبّت * چون من نبوَد مست و غزلخوان محبّت