مدّاح حسين
با عشق حسين جان دل تسكين است * عمريست كه عشق او مرا آيين است
توصيف كسى به هيچ عنوان نكنم * مدّاح حسينم ، افتخارم اين است
ثناگوى حسين
عالم شده روشن امشب از روى حسين * جانها همه شد معطّر از بوى حسين
فرمود رسول اكرم اين طرفه كلام * خوش آن شود ز جان ثناگوى حسين
به نام فاطمه
آن كس كه به نام فاطمه مفتخر است * در مجلس سوگوارىاش ديده تر است
در روز جزا به پاىخيزان حساب * از كيفر دوزخ او همى برحذر است
چه خوش است
مدّاح علىّ و آل بودن چه خوش است * زنگار ز سينهها زدودن چه خوش است
چون بلبل نغمهخوان به گلزار ولا * اشعار مديحهشان سرودن چه خوش است
ميلاد ابو الفضل العبّاس
يكبار دگر عقده ز دلها وا شد * در عرش علا ، بزم طرب بر پا شد
در صحنهء قدرت از عطاى احدى * هم بازوى مرتضى علىّ پيدا شد