ميلاد گل
خدا ناظر ، محمّد نور ، علىّ منظور و همسر گل * جهان لرزيد با پيدايش زهراى اطهر گل
شب ميلاد بانوى گل است امشب سرايم گل * مركّب گل ، قلم گل ، چامه گل ، اوراق دفتر گل
بر اوصاف تو محبوب پيمبر ماندهام حيران * كه ظاهر مىشوى يكبار نور و بار ديگر گل
خط تو گرد روى نازنين چون گرد گل سبزه * قد تو زير زلف عنبرين چون بر صنوبر گل
تو با آن خال زيبا ، فاطمه ، ما فوق گلهايى * كجا بىخال گردد با تو زيبايى برابر گل ؟
به وام از عطر اخلاق خوشت مديون گل عالم * اگر نازد به خويش آنگونه با بوى معطّر گل
جواهر دادىاش از نهر زمزم گوهر از كوثر * كه جامه كرده مرواريدى و گردن پر از زرگل
عرق بنشسته از شوق تماشاى تو بر گلها * نباشد مثل و مانند تو گل ، اين كرده باور گل
مگر خشكد عرق از گل ، به لطف آفتاب تو * و گرنه پيرهن دارد ز خجلت روز و شب ترگل
كمى افزون به جام غنچه رفته زعفرانتر * كه از شوق تماشاى تو مىخندد مكرّر گل
تو را در هر قدم ريزد گلاب از چاك پيراهن * ندارد چون سپندى تا بيفشاند به مجمر گل
همان دستى تو را بين در و ديوار شد ياور * كه روزى بر خليلش كرد كوه سرخ آذر گل
تو را نيمى ز رخ نيلى شد از تابوتب سيلى * نگردد سرخ سير الّا به دست باد صَرصَر گل
تو اى گلزاده گلپروردهء باغ نبوت را * حسينت گل ، حسن گل ، مثل مادر زوج دختر گل
وجود يازده گل از تو فخر عالم و آدم * گل از گل مىشود پيدا تو گل هستى و حيدر گل
تويى بانوى آن مردى كه عطرآگين از او مسجد * به زير پاى او سجّاده گل ، محراب و منبر گل
تويى از هر طرف آل عبا را مركز پرگار * تويى امّ ابيها ، اى به چشمان پيمبر گل
و اين ابيات شيرين را پذيرا از « مجرّد » شو * قصورى هم به وصفت شد اگر از پاى تا سر گل
چشم و گوش و عقل
زاييده بود مادر اگر كور و كر مرا * نه گوش در عذاب بود و نه چشمان تر مرا
شكر خدا كنم كه بود سالم اين دو عضو * گرچه ز دست اين دو بود خون جگر مرا
هنگام حرف تلخ دوپهلوى مردمان * آيد ز راه گوش به دل نيشتر مرا