دَمپُر « 1 »
همجوشى كدام قبيله
زير بلند سايهء تو ، خاك مىخورد ؟ !
ايّوب ساليان فراوان صبر
كوه بلندِ سراپا گوش
كِز كرده است ، كُنج افق ، خاموش .
شيون بلند شد از كرنا
بانگِ « دوزَلَه » « 2 »
آن دم عاشقنواز كو ؟
مِه -
در خود گرفته است زمين را
يك پنجره بهسوى سحرگاهِ ناز كو ؟
كوه ستمكشيده ، برادر به من بگو
پس كو ، خروش « بهمنِ » تو از دهان قهر ؟
با من بگو ، آهاى پراو كوه ، آى !
كو پاىپاىِ آمدنت تا شهر . . . ؟ !
هامش
( 1 ) - دمپر : نوعى تفنگ قديمى است كه به وسيلهء باروت و ساچمه پُر مىشده و به اين دو ، پارچه و چاشنى نيز مىافزودند .
( 2 ) - دوزله : نام نوعى ساز دهنى كُردى ، كه از دو نى به بههمبسته تشكيل يافته است .