هنگامىِ خستگى ظهر
با رقص روستايى « چوپى » « 1 »
زير شلوغ طبل
وقتى تو يكالف بچه بودى
و من براى خاطر تو ، خود را
در زير سايهء الكل ، حرام مىكردم
با من بگو : آهاى ! پراو كوه
باد از كدام فصل سياه آمد
كه خوشههاى نارس گندم را
گردن زد ؟ !
آبشخور كدام آهو
همچون دهانِ زخم به هم آمد ؟
با من بگو « كمال »
وقتى كه زير تازيانهء ارباب
داد ، جان
اشكِ كدام ابر شَتك زد بر روى خاك ؟
از دختران عاشق قريه ، كدام يك
بىكوزه ، روى دوش
نزديك چشمه ، سايه نيفكند ؟
هامش
( 1 ) - چوبى : نام رقص كُردى كه به وسيلهء ساز دُهُل همراه مىشود .