داغ دل
ساقيا ! باد بهار آمد و گلبانگ هزار * از چه افسردهاى ؟ اى ماه جبين باده بيار
سالى از عمر من و تو شد و ما پير شديم * گيتى پير دگرباره جوان شد چون پار
بعد يكعمر كه دور از تو به تلخى بگذشت * امشب اى ساقى من ، وقت غنيمت بشمار
بر لب من بنه ، آن جام لبالب ، ساقى ! * تا كه بىخود نشوم ، جام مى از كف مگذار
لب بنه بر لبم و تنگ در آغوشم گير * تا كه دادِ دل خود گيرم از اين بوس و كنار
به نواى دل شوريدهء من شور بخوان * وز دل تار برون آر چو من نالهء زار
من چنين خسته و آشفته نبودم ساقى ! * غم هجران تو برد از دل من صبر و قرار
در فراغ تو غم هجر تو خوردم چندان * كه بدينگونه كه بينى شدهام زار و نزار
از بر من مرو ، اى همدم تنهايى من ! * به پريشانىام اى يار ، خدا را رحم آر
به روى باز اگر از برِ من ، مىدانم * نبرم جان به سلامت ز فراغت ، اينبار
روزى آيى و نبينى دگر از من اثرى * مگر از جسمم در خاك ، كفى ، گرد و غبار
لاله گويد به تو داغ دل سوزانم را * قدم ار رنجه كنى از پس مرگم به مزار
بهار آمد
نگه كن بوى گل از مرغزار و كوهسار آيد * سرود بلبل شوريده ، از هر شاخسار آيد
به گوشم نالههاى زارزار جويبار آيد * نواى چنگ و آهنگ نگار و بانگ تار آيد
گذشت آن روزگاران و چو لاله داغدار آيد * مرا داغى به دل از اين گذشت روزگار آيد
تو با من پار ، عهدى بستى و هرگه بهار آيد * مرا يادى به دل اى يار ، از آن عهد پار آيد
تو گفتى : چون بهار آيد ، گهِ بوس و كنار آيد * كنون آن عهد را نو كن كه نوگل خوش به كار آيد
بيا گلگونه مىنوشيم ، تا نوگل به بار آيد * كه دل در فصل گل ، گلگونه مى را خواستار آيد
سحرگاهان مرا در گوش دل بانگ هزار آمد * بهار آمد ، بهار آمد ، بهار آمد ، بهار آمد
سحرگاهان مرا در گوش دل بانگ هزار آمد * نويد مقدم جانبخش خرّم نوبهار آمد
ز هر سو نغمهء دلكش ، هزار اندر هزار آمد * سرود فرودين ، آهسته از هر شاخسار آمد