تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 495

مساهمون:

ص٤٩٥
لطفاً برايم نامه بنويس * وقتى كه دلتنگى دوباره وقتى كه بر لب‌هاى سردت * مىميرد آهنگى دوباره
* * *
آن‌وقت بنويس از غم خود * آن غم كه چون دنيا بزرگ است هرچند مىدانم كه با تو * بىرحم ، چون چنگال گرگ است
* * *
تو چون غزال تيزپايى * در سبزه‌زار نرم غربت هى مىروى هى مىكنى سير * غمگين و تنها ، گرم غربت بر گونه‌هاى سبزه تو * جاريست احساس زلالت مىخواهد از رويت بشويد * گرد ملال بىزوالت
* * *
اى كاش من چون قطره اشكى * همدرد غمهاى تو بودم در غربتى اين‌سان فراگير * اى كاش من جاى تو بودم
* * *
من نيز آخر چون تو دورم * از سايبان آشنايى تاول زده پاهاى من هم * در ريگزار بىوفايى
* * *
تا بازگويم با تو خود را * با لهجه‌اى بارانى و خيس در فصل بىتاب جدايى * لطفاً برايم نامه بنويس

تبار

من دخترى از نسل شن‌هاى روانم * فرزند ناآرام يك آتش‌فشانم زخمى عميق از تشنگى بر دست دشتم * يك بغض پنهان در گلوگاه جهانم