قدسى از دوران تحصيل در دبيرستان سرودن شعر را آغاز كرد و همواره در انجمنهاى ادبى شهر خود شركت مىكرد و چون آگاهى و تبحّرش در انواع شعر فارسى زياد بود و بهترين نمونههاى شعر فارسى را در خاطر داشت سطح توقعش از شعر بالا بود بههمينجهت ادعاى شاعرى نداشت و از اينكه خود را شاعر بنامد اكراه داشت .
مهدى نوريان همكارى قدسى در مقدمه مجموعه اشعارش بنام دولت ديدار مىنويسد : « او را مردى يافتم اديب ، شاعر ، نويسنده ، خوشنويس ، نقّاد ، با زيبائى سخن مىگفت و لهجهاش شيرين و لحنى دلنشين كه سخنش با طنزى قوى همراه بود همهء اين مزيتها
را در خود داشت و فراتر از همهء اينها انسان بود ، انسانى فرهيخته كه به فرهنگ اين مرزوبوم عشق مىورزيد . »
قدسى در خوشنويسى مهارت داشت و در انواع خطوط ثلث و نسخ و رقاع و نستعليق و شكسته به درجهء استادى رسيده بود . استاد شهريار درباره او مىگويد :
منوچهر قدسى است استاد ثلث * صفاهانى و گوهر شبچراغ
چه خطاط و شاعر چه فرّ و فروغ * كه چشم و دل از وى نيابد فراغ
قدسى از شاگردان و ياران نزديك استاد جلال الدّين همايى بود مهدى نوريان در اينباره مىنويسد : « استاد همائى هر سال تعطيلات تابستانى را در اصفهان بسر مىبرد منوچهر قدسى هر شب تا نزديك سحر تنها مصاحب و همراه او بود ، دقايق و نكات فراوانى از ادب و حكمت و عرفان و جز آن از او شنيده بود و ما حصل شنيدهها را در دفترى بنام « شبهاى صحبت » را ضبط كرده بود . »
يا على
يا على نور الهدى ، آئينهء ايزد نمائى * نااميدان را اميدى ، دردمندان را دوائى
كهف حاجاتى ، امامالمتقينى ، روح عشقى * خود نه تنها باب علمى ، يا على باب رجائى