اميد آب مدار از سراب ، بيهودهست * اسير نفس شدن ، ناصواب مىباشد
كسى كه بهر خدا دل گسست از دنيا * به نعمت ابدى كامياب مىباشد
« فطانت » از عمل نيك رخ متاب ، از آن * كه اين ذخيرهء يوم الحساب مىباشد
كُشت مرا
درد دل با كه بگويم كه غمت كشت مرا * چهره و طرّهء پرپيچوخمت كشت مرا
واله روى تو گرديدم و در راه تو ، من * دين و دل دادم و تير المت كشت مرا
باشد اكسير بقا ، آن لب چون غنچهء تو * ناز بسيار تو و مهر كمت كشت مرا
مرده را زنده كند همچو مسيحا دم تو * زنده كردى تو مرا بازدمت كشت مرا
مىنويسم به مزارم ، كه بدانند همه * عشق تو ، هجر تو ، آخر ستمت كشت مرا
در نعت رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله
اى ذات تو بر ذات خداوند نشانه * و اى آنكه تويى همچو خداوند يگانه
معراج تو را برده خداوند شبانه * امريست حقيقت ، به خدا نيست فسانه
نور تو كشد ، در همه افلاك زبانه * ايجاد شد از يمن وجود تو جهانها
گويا شده از بهر ثناى تو زبانها * لبريز در ابدان بود از عشق تو جانها
عاجز بود از وصف مقام تو بيانها * بعد از تو نبيند چو تو موجود ، زمانه
اى آنكه تويى رحمت حقّ بر همه عالم * ناجى به رسولان خدا از غم و ماتم
و اى آنكه تويى ز آدم و هم نوح مقدّم * در صورت اگر بود مقدّم ز تو آدم
اندر عدمت بود ز تو نام و نشانه * از نور تو افلاك و زمين گشت هويدا
وز نام تو افلاك بود ثابت و بر پا * بهر تو زبان همه شد ناطق و گويا
با ياد تو مرده كند احيا ، دم عيسى * وز مهر تو ، مرغان همه خوانند ترانه