مرآت تويى ذات خداى دوسرا را * باعث تو شدى خلقت انسان و سما را
همچون تو نپيمود كسى راه خدا را * در خورد تو ننوشت كسى مدح و ثنا را
چون ذات تو باشد ، چو خداوند يگانه * اندر دم ميلاد تو ، اى خواجهء عالم
از عرش برين آمده آن عيسى مريم * جبريل به تعظيم تو بنمود كمر خم
از جانب حقّ ، بهر تو اى نفس مكرّم * شد رحمت حقّ بر همه چون سيل روانه
مقصود خداوند ز « لَولاك » تو هستى * منظور وى از خلقت افلاك تو هستى
زينتدهِ عرش و گهر پاك تو هستى * و آن كس كه ثمر آورد از خاك تو هستى
خود مهر تو شد باعث روييدن دانه * آن كس كه به عزّ بشر افزود ، تويى تو
پيغمبر حقّ ، احمد و محمود ، تويى تو * در راه خدا آنكه نياسود ، تويى تو
سرمنشأ عفو و كرم و جود ، تويى تو * بر صبر تويى مظهر و بر جود خزانه
بر عالميان اى شه لولاك ، تو سرور * بر كلّ رسولان خداوند ، تو رهبر
اى باعث ايجاد جهان رحمت داور * گر كعبه بنا كرد براهيم پيمبر
او بانى آن خانه و ، تو عزّت خانه * اى شاه « فطانت » ز تو خواهش كند اكنون
هر روز شود عشق تو اندر دلش افزون * جارى بود عشق تو به جسم همه با خون
و اللّه ، كه از دل نرود عشق تو بيرون * چون در دل عالم ، زده عشق تو جوانه
دارد دلم هميشه عزاى تو ، يا حسين
اشكم رود ز ديده براى تو ، يا حسين ! * دل دارد آرزوى لقاى تو ، يا حسين !
روحم ربوده صبر و قرارم ز عشق تو * پر مىكشد دلم به هواى تو ، يا حسين !
خواهد دلم كه بوسم و بويم مزار تو * آيم بهسوى كرب و بلاى تو ، يا حسين !
خواهم كنار قبر تو باشم به روز و شب * خواهد چنين دلم ز خداى تو ، يا حسين !