بده ساقيا آن مى لَم يَزَل * كه واقف شوم من ز روز ازل
از آن مى كه هوهوزنانم كند * كه نام تو ورد زبانم كند
از آن مى كه عارف سبكبار شد * انا الحق زد و بر سر دار شد
از آن مى كه گيرد ربّ جليل * كه آتش گلستان كند بر خليل
از آن مى كه موسى بنوشد بهطور * شرفياب گردد ، دمى در حضور
از آن مى كه دم را مسيحا كند * از آن مى كه هر ده احيا كند
از آن مى كه شد امّى كنز الحكم * چو گفت الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ از آن مى كه دادى به باب بتول * امين شد نبى و نبى شد رسول
از آن مى كه جان را كند صيقلى * از آن مى كه گويم على يا على
از آن مى كه هنگام راز و نياز * كشد تير پاى على در نماز
چو مولا على ساقى كوثر است * به وصفش نگويم سخن بهتر است
كه دريا نگنجد بيك كوزه آب * ننوشد كسى هرگز آب از سراب
چنين هديهاى گرچه ناقابل است * چه گويم على جان ، زبان دل است
كنم جان و سر را به راهت فدا * خدا گفته دربارهات هَلْ أَتى نگويم خدائى ، ولى بندهام * على جان به اميد تو زندهام
بمناسبت ميلاد حضرت زهرا عليها السّلام
امشب شب تولّد زهراى اطهر است * عالم همه ز پرتو رويش منوّر است
زهرا اگر نبود كجا داشت همسرى * شير خدا كه صفدر دين پيمبر است
امشب شب تولّد آن شيرزن كه زاد * مردى كزو سراسر تاريخ سنگر است
زهرا اگر نبود كه مىزاد كودكى * كز خوان او تمامى روى زمين تر است
امشب شب تولّد خاتون كربلاست * زينب كه جان او همه در عشق مضمر است
دخت بتول آنكه به صحراى كربلا * پاسخگزار منطق سرخ برادر است
امشب شب ولادت نور است و آسمان * از شوق روى او همه درياى اختر است