مجتبى ، اى گوهر مقصود ما جانها فدايت * يادگار مسجد و مسجود ما جانها فدايت
اى طبيب دردمندان ، دادخواه مستمندان * مصلح دين ، رهبر مسعود ما جانها فدايت
آيهء سبز خدائى ، چلچراغ روشنائى * نور قرآن ، جلوهء معبود ما جانها فدايت
لالهء باغ محمّد ، نرگسش بستان احمد * دستهء ريحان و شاخ عود ما جانها فدايت
باعث حسن جهانى ، حسن خوبان را نشانى * اى حسن اى شاهد مشهود ما جانها فدايت
زندهء جاويد
بر سر خوشان ساغر مهر و وفا درود * بر تشنگان جام زلال صفا درود
بر پيروان مكتب ايمان و اعتقاد * بر لالههاى گلشن آل عبا درود
بر شاهدان زندهء جاويد روزگار * بر وارثان گوهر راز بقا درود
بر راهيان روضهء رضوان آرزو * بر ساكنان كوچهء معشوق ما درود
بر تكسوار عرصهء خونين انقلاب * فرزند پاك فاطمه و مرتضى درود
بر شاعران نغمهسراى سراى عشق * اين قمريان عاشق و شيريننوا درود
راحت جان
اى كه يكعمر ز هجران تو غم مىخوردم * در كنار تو و دور از تو ، بسر مىبردم
« زندگى كردن من مردن تدريجى بود « 1 » » * كاشكى روز نخستين ، ز غمت مىمردم !
من كه دور از رخ تو گلخن ويران شدهام * گلشن باغ بهشتم كه چنين ، پژمردم
بيش از اين دلبر من درد فراقم مفزاى * ز فراق گل رويت ، چو هَزار افسردم
نگهى سوى من خسته كن ، اى راحت جان * بىتو آرام ندارم ، چه كنم آزردم
خوب شد ، خوب كه خود بودى و ديدى كه مدام * ز جفاى تو بسى خون جگر مىخوردم
هامش
( 1 ) - مصراع از فرّخى يزدى است .