تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 89

مساهمون:

ص٨٩
زهر درون پنهان كنى ، تا هر زمان فرصت كنى * ريزى به جان مردمان ، چون عقرب و چون مارها دشمن بود در خانه‌ات ، كرده ز حقّ بيگانه‌ات * باشد جهاد اكبرت ، با نفس دون پيكارها سر را بده در راه حقّ ، شو زنده از فرمان حقّ * تا وارهى از سركشى ، وز زحمت دستارها از سنگ طفلان غم مخور ، طفل‌اند مخلوق جهان * ديوانه شو تا وارهى ، از ننگ‌ها وز عارها رو تا دم عيسى دمى ، از يك دمت احيا كند * تا نور بخشى از درون ، بر سالم و بيمارها يا ربّ مرا كن همنشين ، در روز حشر و يوم دين * با مصطفى و آل او ، يعنى به هشت و چهارها باشد « سليمانى » ز جان ، كلب در پير مغان * با خفتگان گويد چسان ، رمزى ز شب‌بيدارها

فتح مبين

آن باده كه نزد عارفان هست حلال * از خمّ محمّد و علىّ باشد و آل بشنو ز « سليمانى » و دايم كن نوش * تا فتح مبين يا بى و فرّ و اجلال
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 89 | سيد محمد باقر برقعى