تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 86

مساهمون:

ص٨٦
به هو و به حىّ و علىّ العظيم * به ياسين ، به طه ، به عرش عظيم به كعبه ، به سعى و به حقّ صفا * به ميقات و مشعر ، به حقّ منا به بو طالب آن رند تحت قباب * به حامى احمد ، اب بو تراب الهى ! به سادات عالىمقام * به نيكان ، به پاكان ، به ماه صيام به آن دل كه داغ جوان ديده است * به چشمى كه حقّ را عيان ديده است به شب‌زنده‌داران دور از ريا * به حقّ اسيران كرب‌وبلا به حقّ شهيدان گلگون كفن * به‌طور و به نور دل بوالحسن به آن درّ يك‌دانهء بىنظير * كه حلقش شد از كينه آماج تير به آن دل كه در عشق تو سوخته * به نور تجلّى برافروخته به ديوانگان و به مجذوب مست * كه گفتند « قالُوا بَلى » در الست به آن سينه كز عشق بريان بود * به آه يتيمى كه گريان بود به روزى كه بهتر از آن روز نيست * به سوزى كه بهتر از آن سوز نيست به اسمى كه آن اسم اعظم بود * به آن شب كه قدر و مكرّم بود به آن آسمانى كه در دل بود * كه سلّاك را سير منزل بود به ماه و به خورشيد دل‌هاى پاك * كه وقت تجلّى برد تابناك به نورى كه آفاق و در انفس است * به عجزى كه در سالك مفلس است به چشمان گريان ز شوق وصال * به نفسى كه دارد به تو اتّصال به سروجه گل كآبش از خون بود * به لاله كه آن سرّ بىچون بود به سه غسل غسّالهء پير عشق * كه ندهد به‌جز كشتهء تير عشق به آن‌كس كه « انّى انا اللَّه » گفت * به‌طور و رخ خود ز موسى نهفت كه ما را مفرما جدا از علىّ * دل ما كن از نور وى منجلىّ عطا كن به جانم ز انوار هو * كه دل فارغ آيد ز هر گفت‌وگو بده شرح صدرى تو بر سينه‌ام * بكن روشن از لطف ، آيينه‌ام
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 86 | سيد محمد باقر برقعى