اينك چند نمونه از شعر او :
حبّ علىّ
آن باده كه نزد عارفان نور بُوَد * يكذرّه از آن تجلّيىِ طور بود
خُمّش بدن و پيالهاش دل باشد * از فهم عوام و زاهدان دور بود
ساقيش گهى هست علىّ ، گاه ولىّ * نه دخت رز و نه آب انگور بود
مستاند تمام كائنات از بويش * يك قطره از آن نصيب منصور بود
عبّاسِ علىّ چو جامى از آن نوشيد * بين در سَرِ او چه مستى و شور بود
هركس كه در اين جهان ننوشد زان مى * در نشئهء آخرت يقين كور بود
آن را كه بدادند مى حبّ علىّ * مسرور در اين جهان و در گور بود
بر دل رسد الهام : مشو غافل از آن * آن دل نبود كه كم ز زنبور بود « 1 »
آن دل كه نتابيد در آن نور خدا * روزش به مثَل چون شب ديجور بود
در هر دوجهان به غير تقوا نخرند * زاهد زچهرو اين همه مغرور بود
مىگفت « سليمانى » از راه يقين * آنكس كه به حقّ رسيد مستور بود
سوگند
الهى ! به يكتايى ذات تو * به آنكس كه در عشق شد مات تو
الهى ! به حقّ همه انبيا * الهى ! به قرب همه اوليا
بهويژه به احمد ، كه خاتم بود * به حيدر ، كه او را پسر عمّ بود
به زهرا ، شفيع همه انس و جان * به لطف خفىّ و به سرّ نهان
به حقّ ده و دو امامان دين * به صدق و به پاكى اهل يقين
به تورات و انجيل و ديگر زبور * به فرقان و قرآن و الله و نور
به قطب و به غوث و به حقّ ولىّ * به سرحلقهء اهل ايمان علىّ
هامش
( 1 ) - منظور از زنبور ، عسل است كه خداوند در قرآن كريم مىفرمايد : « ما به او الهام كرديم » . سورهء النحل ، آيهء 68 .