تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 85

مساهمون:

ص٨٥
اينك چند نمونه از شعر او :

حبّ علىّ

آن باده كه نزد عارفان نور بُوَد * يك‌ذرّه از آن تجلّيىِ طور بود خُمّش بدن و پياله‌اش دل باشد * از فهم عوام و زاهدان دور بود ساقيش گهى هست علىّ ، گاه ولىّ * نه دخت رز و نه آب انگور بود مست‌اند تمام كائنات از بويش * يك قطره از آن نصيب منصور بود عبّاسِ علىّ چو جامى از آن نوشيد * بين در سَرِ او چه مستى و شور بود هركس كه در اين جهان ننوشد زان مى * در نشئهء آخرت يقين كور بود آن را كه بدادند مى حبّ علىّ * مسرور در اين جهان و در گور بود بر دل رسد الهام : مشو غافل از آن * آن دل نبود كه كم ز زنبور بود « 1 » آن دل كه نتابيد در آن نور خدا * روزش به مثَل چون شب ديجور بود در هر دوجهان به غير تقوا نخرند * زاهد زچه‌رو اين همه مغرور بود مىگفت « سليمانى » از راه يقين * آن‌كس كه به حقّ رسيد مستور بود

سوگند

الهى ! به يكتايى ذات تو * به آن‌كس كه در عشق شد مات تو الهى ! به حقّ همه انبيا * الهى ! به قرب همه اوليا به‌ويژه به احمد ، كه خاتم بود * به حيدر ، كه او را پسر عمّ بود به زهرا ، شفيع همه انس و جان * به لطف خفىّ و به سرّ نهان به حقّ ده و دو امامان دين * به صدق و به پاكى اهل يقين به تورات و انجيل و ديگر زبور * به فرقان و قرآن و الله و نور به قطب و به غوث و به حقّ ولىّ * به سرحلقهء اهل ايمان علىّ
هامش
( 1 ) - منظور از زنبور ، عسل است كه خداوند در قرآن كريم مىفرمايد : « ما به او الهام كرديم » . سورهء النحل ، آيهء 68 .
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 85 | سيد محمد باقر برقعى