پرداخت و در سال 1380 فارغ التحصيل شد و در حال حاضر با سمت دبير ادبيات در دبيرستانها و مراكز آموزش عالى شهرستان اردكان به خدمت اشتغال دارد .
عبّاسى كه من تخلّص عقدا را براى او برگزيدم از دوران كودكى به شعر علاقه داشت و به حفظ اشعار كتابهاى درسى خود اهتمام مىورزيد و در دوران تحصيل همواره از شاگردان ممتاز بود و سرودن شعر را از دوره دبيرستان آغاز كرد و هنگامى كه در يزد توقف داشت در جلسات كانون شعر شركت مىكرد و پس از آشنائى با حجة الاسلام بهجتى شاعر توانا متخلص به شفق از او كسب فيض كرد و هماكنون نيز در مجامع ادبى شهرستان اردكان شركت مىكند و مجموعهاى از اشعار خود را نيز آماده چاپ كرده است .
« تمام آينهها وسعت ضريح تواند »
اگر نشان تو اى بىنشان شود پيدا * به روى شيعه درى از جنان شود پيدا
كتاب رنج تو را گر كتيبه برخوانند * غمى به قدمت رنج جهان شود پيدا
ميان خاك مزار تو اى سلالهء نور * تبار نامهء هابيليان شود پيدا
اگر سرشك تو را دانه دانه بشمارند * حساب صبر على بىگمان شود پيدا
دليل غربت تاريخ شيعه گردد فاش * دمى كه تربت تو ناگهان شود پيدا
در آن خجسته زمان در كنار مرقد تو * جمال مهدى صاحب زمان شود پيدا
تمام آينهها وسعت ضريح تواند * اگر نشان تو اى بىنشان شود پيدا
كساد محبت
در اين كساد محبّت دلم جوانه ندارد * تمايلى به بهار و گل و ترانه ندارد
چرا گرفته نباشم ، چرا چكامه نخوانم * براى مرغ غريبى كه آشيانه ندارد
در اين تراكم غربت كه باغ تشنه آب است * اگر كسى نسرايد ، دگر بهانه ندارد
كجاست ساحل امنى كه دل به او بسپارم * كه در تهاجم طوفان غمم كرانه ندارد