كه در زمينهء شعر بيشتر مطالعه كنم ؛ مخصوصا در دههء چهل ، كه شعر نيمايى هم مطرح شده بود . در آغاز دوبيتىهايى ساختم و بااينكه در خلال همين سالها با روزنامههاى اصفهان همكارى داشتم ، امّا جرأت انتشار آنها را نمىيافتم ، تا پس از بازنشستگى فرصت بيشتر پيدا كردم و به مطالعه و تحقيق در زمينهء شعر و داستاننويسى پرداختم كه ما حصل آنها مجموعهء داستانهاى كوتاه و دفتر شعر و كتابى مشتمل بر مكاتب اخلاقى جهان و منتخب ديوان صائب بود . »
طلايى كه در شعر تخلّص « طلا » را براى خود برگزيده است ، در حال حاضر در انجمنهاى ادبى صائب ، حافظ ، حكيم نظامى و خانهء هنرمندان شركت مىكند و از اين انجمنها بهرهمند مىشود و در ضمن مىگويد : « در دورهء دانشجويى از استادانى چون دكتر حميدى شيرازى و الهى قمشهاى و دكتر ناظرزاده كرمانى و سعيد نفيسى كسب فيض فراوان كردهام . »
مولا عليّست
ابرمرد اسلام ، مولا عليّست * پدر بهر ايتام ، مولا عليّست
مبارزترين مرد حقّ ، بهر دين * كه بشكست اصنام ، مولا عليّست
خداوند تيغ و خداوند نطق * ز نيروى الهام ، مولا عليّست
اميرى كه بر دست حقّ روز خم ! * بشد نامش اعلام ، مولا عليّست
وجودى معمّايى از خَلق و خُلق * جهانى پرابهام ، مولا عليّست
ولىّ خداوند جان و خرد * خداوند اكرام ، مولا عليّست
بهين اسوهء عدل و ايثار و صبر * مقاوم چو اهرام ، مولا عليّست
شهيد عدالت به محراب حقّ * فراسوى افهام ، مولا عليّست
حضورش اگر نيست در بين جمع * كتابش ز اعلام ، مولا عليّست
درخشانترين لوح جاويد حقّ * دل و داغ و آلام ، مولا عليّست
شفاعت اگر شيعيان روز حشر * شفابخش اسقام ، مولا عليّست