آن همانا خاتم پيغمبران گرديد ، آرى * اين رئيس مذهب ما شيعيان آمد ، خوش آمد
شد چراغ علم و دانش ، روشن از دستش به گيتى * رهنما اندر جهان بر گمرهان آمد ، خوش آمد
داد فرزندى خدا بر حضرت باقر ، كه از وى * پيكر دين را همى روح و روان آمد ، خوش آمد
چون به سجده سر نهاد احمد ، احد را گفت تسبيح * آمنه بنت وهب را اين بيان آمد ، خوش آمد
كاين پسر را قدر مىدان و محمّد نام بگذار * اين يگانه گوهرت درّى گران آمد ، خوش آمد
مقدمش بادا مبارك ! بر تو اى فرخنده بانو * جان جانان است اين با عزّ و شأن آمد ، خوش آمد
دستافشان ، پاىكوبان ، سربهسر افلاكيانند * در زمين جشن و سرور خاكيان آمد ، خوش آمد
در ثناى احمد و آلش « صفا » در گلشن عشق * روز و شب سوسنصفت با دهزبان آمد ، خوش آمد
انتظار صبح
عهد شباب و شادى ما بىامان گذشت * عمر عزيز در غم سود و زيان گذشت
از ما مپرس قصّهء دوران زندگى * كز جور چرخ ، قصّه ز شرح و بيان گذشت
در انتظار صبح غنوديم و همرهان * بستند بار محمل و شب كاروان گذشت
بر باد رفت خاك جم اندر هواى جام * آخر به حسرت از سر اين خاكدان گذشت
نوشيد هركه جام محبّت ز دست اوست * در كوى عشق پاى نهاد و ز جان گذشت
طىّ شد زمان حاتم و نامى نكو نهاد * خرّمروان آنكه چنو زين جهان گذشت