منجى عالم ، محمّد ، سرّ سرمد ، مير احمد * ذات پاكش آشكارا و نهان آمد ، خوش آمد
تا كند احيا روان مردهء دهر كهن را * آن روانبخش جهانبخت جوان آمد ، خوش آمد
بانگ « جاء الحقّ » ز عرش كبريا آمد دمادم * چون ظهور خسرو كون و مكان آمد ، خوش آمد
شد بت و بتخانه از كف ، پايهء دين گشت محكم * آن شه طاها نشان و حقّ بيان آمد ، خوش آمد
فخر آباء مكرّم ، اشرف اولاد آدم ، سرور و سرخيل عالم * بيدلان را يار و همدم جان جان آمد ، خوش آمد
ظلمت شب رفت ، آرى ، صبح روشن گشت طالع * غم برفت و شادى ما بيدلان آمد ، خوش آمد
صادر اوّل ، قدم بنهاد بر فرق زمانه * روح بر جسم جهانى در زمان آمد ، خوش آمد
سيّد امّالقرى ، يعنى ابو القاسم محمّد * ملجأ و يار و پناه خستگان آمد ، خوش آمد
گشت در ماه ربيع خورشيد رخسارش فروزان * جلوهگر نورش به قلب دوستان آمد ، خوش آمد
مژده از ميلاد مسعود دو مولود معظّم * دمبهدم بر خاكيان ز افلاكيان آمد ، خوش آمد
دو ميلاد محمّد ، مولد پور محمّد * حضرت صادق ، ولىّ مستعان آمد ، خوش آمد
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 613
مساهمون: سيد محمد باقر برقعى
ص٦١٣