تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 610

مساهمون:

ص٦١٠
او سر را بلند كرد آهى كشيد و گفت : لعنت به دست سرد و زمخت شكارچى لعنت به اين قفس اكنون در اين مكان انگيزه‌ى ادامه‌ى هستى براى من يك‌مشت خاطره مشتى تداعى است آنگاه سر را دوباره زير پروبال خويش برد