تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 57

مساهمون:

ص٥٧
حتّى بهار با همهء خوبى * سرسبزى پيام تو را نشناخت مرگى كه بىبهانه تو را مىخواند * آسايش مدام تو را نشناخت هركس كه خطّ سرخ تو را گم كرد * خون‌نامه‌ى قيام تو را نشناخت

گلايه

دل مرا به بلنداى آسمان ببريد * به اين بهانه به آن‌سوى كهكشان ببريد دلم گرفته از اين روزهاى زودگذر * مرا به اوج سفرهاى بىكران ببريد چه مىشود دل سرگشتهء مرا يك‌بار * فقط به شهر تماشاى عاشقان ببريد ؟ شما كه بار سفر بسته‌ايد ، از اين باغ * خبر ز غربت ما سوى باغبان ببريد درون مزرعه افسوس شوق گندم نيست * به سفره‌ها خبرى از نبود نان ببريد شما نسيم خوش خاطرات اشك مرا * به پيشگاه گل لاله ارمغان ببريد مگر دوباره هم‌آواز ابرها باشم * دل مرا به بلنداى آسمان ببريد