تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 53

مساهمون:

ص٥٣
لبخند سرخ لبانش ، مانند صبحى طلايى * بر تيرگى پرچم افراشت ، وقتى خداحافظى كرد در واپسين لحظه حتّى ، چيزى نمىگفت ، امّا * آواى قرآن به لب داشت ، وقتى خداحافظى كرد

نذر حضرت على عليه السّلام نخلستان

اى حكّ شده نام تو در قاموس نخلستان * وى چشم‌هاى روشنت فانوس نخلستان ديريست اينكه منتظر مانده به راه تو * چشمان اشك‌آلوده و مأيوس نخلستان امروز درد غربتت را خوب فهميده‌ست * جغرافياى ساكت و محبوس نخلستان بعد از تو اى تنهاترين تنها كه خواهد شد * هر نيمه‌سب تا صبحدم مأنوس نخلستان امروز هم در كوچه‌هاى كوفه مىپيچد * فرياد مظلوميّت و افسوس نخلستان از ناله‌هايت موج‌موج نخل‌ها لرزيد * بىتاب خواهد بود اقيانوس نخلستان بعد از تو ديگر تا ابد خرّم نخواهد شد * آرى ، فضاى تيره و مأيوس نخلستان

شماره

چه ديدنى شده‌اى ، از ستاره زيباتر ! * كسى نديده چنينت دوباره زيباتر سخن بگوى ز چشمت ، اگرچه بسته دهن * شنيدن سخنت با اشاره زيباتر تو مثل رويش گل‌هاى تازه مىمانى * كه در بهار شوى با نظاره زيباتر تو را به گونه ديگر خطاب بايد كرد * كه ذكر خير تو با استعاره زيباتر تمام زندگىات ديدنى و زيبا بود * و گشته با بدن پاره‌پاره زيباتر به‌جز تو نام هزاران شهيد را برديم * به روز واقعه از اين شماره زيباتر