تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 47

مساهمون:

ص٤٧
اين چرخ چرخ‌هاى مداوم براى چيست * تب‌دار مىوزند مگر شعله زيستند تب‌دار مىوزند سراسيمه مىدوند * در جست‌وجوى روشن چشمان كيستند يك روز سرد جمعهء ديگر بدون تو * اى كاش اين دقايق آخر بايستند

بوى فروردين

اى چشم‌هايت جارى از آيات فروردين * سرشارتر از شاخه‌هاى روشن و التين لبخندهايت مهربان‌تر از نسيم صبح * پيشانىات سرمشق سبز سورهء ياسين اى با تو صبح و عصر و شب فى احسن التقويم * اى بىتو صبح و عصر و شب دل‌مرده و غمگين اى وعده حتمى ! بگو كى مىرسى از راه * كى مىشكوفد شاخه‌هاى آبى آمين راى كدامين ساعت از خورشيد مىآيى * صبح كدامين جمعه‌ها با بوى فروردين

چشمهء نور

آيينه‌ها به گرد حضورت نمىرسند * حتى به چشم‌هاى صبورت نمىرسند با چشمى از پرنده به بن‌بست مىرسيم * تا كوچه‌ها به باغ بلورت نمىرسند اين كوچه‌هاى شب‌زده آوخ كه سالهاست * يك‌لحظه هم به ردّ عبورت نمىرسند من خوب مىشناسمت اى آخرين چراغ * پروانه‌ها به چشمهء نورت نمىرسند مردان پابرهنهء اين قوم مانده‌اند * آخر چرا به عصر ظهورت نمىرسند پروانه‌ها دومرتبه تكرار مىشوند * آيينه‌ها به گرد حضورت نمىرسند

بناى عشق

خدا ، زيبائىاش را در وجودت ريخت * همين‌كه عشق را در تار و پودت ريخت و در آنى زمين و آسمانها را * به پاى لحظهء كشف و شهودت ريخت از اين‌ها هم فراتر رفت و در يك صبح * تمام روشنى را در سجودت ريخت و آن‌قدر از نگاهت عشق را پر كرد * كه شور عالمى را در سرودت ريخت
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 47 | سيد محمد باقر برقعى