تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 44

مساهمون:

ص٤٤
بگو به مثنوى شب حجاب برگيرد * كه بشنود غزل صبح نورسيدهء فجر اگر تجلّى خورشيد معرفت باشد * كلام تازه كند هر زمان قصيدهء فجر ز شامگاه تطاول نمىتوان آسود * مگر كه جلوه كند ماه شب ز ديدهء فجر درِ سراى محبّت اگر گشوده شود * فروغ مىدمد از پرتو سپيدهء فجر هلا ! خروس سحرگاه آرزومندان * ( . . . ) فرداى شب رميدهء فجر

يا علىّ !

اى نخستين اختر برج امامت ، يا علىّ ! * آفتاب عزّت و دُرج كرامت ، يا علىّ ! پيشواى انس و جان و همسر دخت نبىّ * اسوهء ايمان و درياى شهامت ، يا علىّ ! شد مزيّن از طلوع روى تو گلزار دين * اهل عصمت بر نمازت بسته قامت ، يا علىّ ! تو مسيح كعبهء دل‌هاى غم‌آلوده‌اى * هر زمان آيد به لب‌ها ذكر نامت ، يا علىّ ! سورهء شمس و ضُحى در وصف تو زيبنده است * ماه تابان شبستان امامت ، يا علىّ ! كاش من هم چون غلام درگه‌ات باشم « سفير » * اى شفيع شيعيان روز قيامت ، يا علىّ !