تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 420

مساهمون:

ص٤٢٠
مىدهد . از شيخ العراقين تا قبل از اين خواب و رؤيا شعر و اثر منظومى ديده نشده است و اين كتاب تنها اثر منظوم اوست كه بدين‌گونه به رشتهء نظم درمىآيد . بارى وى در سال 1315 هجرى قمرى ، برابر 1276 شمسى ، در تهران چشم از جهان فروبست و جنازه‌اش را به عتبات عاليات منتقل و در كربلا مدفون گرديد . اشعار زير منتخبى از معراج المحبّة است :

در ستايش خداوند

سر اين نامه ، نام آن خداوند * كه از عشق آفريده عالمى چند خداوندى كه بر جنبنده جان داد * به حرفى نظم اين كون و مكان داد به دست قدرتش موت و حيات است * گواه وحدت او ممكنات است به فصل دى مزاج مرگ داده * بهاران را نوا و برگ داده دهد مر سالكان را رنج و زحمت * به گمراهان فراوان جاه و عزّت به مسكينان لباس بىنوايى * شهان را زينت گيتى خداوند خرد را آگهى زين ماجرا نيست * به كارش صحبت چون و چرا نيست

در مناجات

الهى ! جرمم از اجرام كهسار * فزون گشت از شمر بيرون ز مقدار هوايم غالب آمد ، عقل مغلوب * هوس فرمانروا و نفس معيوب تن از بار معاصى گشته رنجه * دل اندر چنگ شيطان در شكنجه سر از سرپيچى فرمان دادار * كدويى خشك مانده بر سرِ دار الهى ! نَبْوَدم رو هيچ سويى * به درگاهت ندارم آبرويى شد از خاطر مرا افكار تدبير * ز نادانى و گمراهى و تقصير همىترسم كه در روز بلاخيز * كند ننگ از عذابم آتش تيز
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 420 | سيد محمد باقر برقعى