تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 334

مساهمون:

ص٣٣٤
ور نه از بطن ضعف و استيصال * پستى و سستى و كژى زايد آب كوبد به هاون آن‌كس كاو * دست حسرت بدست غم سايد آب ريزد به آسياب ستم * خصم را هركه چهره آرايد در پريخانه آتش اندازد * هركه كردار ديو بستايد مرد آزاده يك‌نفس حتّى * زير سقف ستم نياسايد در حصار سكوت ، سر كردن * نام مردى به ننگ آلايد ننگ بر آنكه از سرِ پستى * ژاژلى بر درگه ستم خايد خم شدن در برابر دشمن * بر بلنداى كس نيفزايد كوه هم با تمام سرسختى * از ركود و حمود فرسايد خرمن عمر مىدهد بر باد * در گلو دير اگر نفس پايد كى زلال ستارهء باران * لاله را داغ سينه بزدايد برتر از « شمس » مىتوانش گفت * هركه رو سوى صبح بنمايد

پروا « 1 »

سدّ ستوار وطن ، حصن حصين است پر او * آسمان را به دهن ، مشت زمين است پر او بر فلك سوده سر ، از مردى و بىپروائى * رشك ديوار شگفت‌آور چين است پر او رفته تا اوج فلك از دل بيدار زمين * دود برخاسته از آتش كين است پر او پشت رهوار زمين خم شده زين كوه سترك * بس‌كه بشكوه و گرانقدر و وزين است پر او از همه صف‌زدگان ، يك سر و گردن برتر * با دماوند سرافراز ، قرين است پر او قله‌اش وسوسه‌انگيزتر از باغ بهشت * دامنش سبزتر از خلد برين است پر او سرخ‌تر لاله دمد از دل خاكش زيرا * بيستونى است كه با عشق قرين است پر او خصم را تا شكند ميل تجاوز در دل * شرزهء شير يله ، گوئى به كمين است پر او
هامش
( 1 ) - نام كوهى عظيم و سرافراز در كرمانشاه .