ور نه از بطن ضعف و استيصال * پستى و سستى و كژى زايد
آب كوبد به هاون آنكس كاو * دست حسرت بدست غم سايد
آب ريزد به آسياب ستم * خصم را هركه چهره آرايد
در پريخانه آتش اندازد * هركه كردار ديو بستايد
مرد آزاده يكنفس حتّى * زير سقف ستم نياسايد
در حصار سكوت ، سر كردن * نام مردى به ننگ آلايد
ننگ بر آنكه از سرِ پستى * ژاژلى بر درگه ستم خايد
خم شدن در برابر دشمن * بر بلنداى كس نيفزايد
كوه هم با تمام سرسختى * از ركود و حمود فرسايد
خرمن عمر مىدهد بر باد * در گلو دير اگر نفس پايد
كى زلال ستارهء باران * لاله را داغ سينه بزدايد
برتر از « شمس » مىتوانش گفت * هركه رو سوى صبح بنمايد
پروا « 1 »
سدّ ستوار وطن ، حصن حصين است پر او * آسمان را به دهن ، مشت زمين است پر او
بر فلك سوده سر ، از مردى و بىپروائى * رشك ديوار شگفتآور چين است پر او
رفته تا اوج فلك از دل بيدار زمين * دود برخاسته از آتش كين است پر او
پشت رهوار زمين خم شده زين كوه سترك * بسكه بشكوه و گرانقدر و وزين است پر او
از همه صفزدگان ، يك سر و گردن برتر * با دماوند سرافراز ، قرين است پر او
قلهاش وسوسهانگيزتر از باغ بهشت * دامنش سبزتر از خلد برين است پر او
سرختر لاله دمد از دل خاكش زيرا * بيستونى است كه با عشق قرين است پر او
خصم را تا شكند ميل تجاوز در دل * شرزهء شير يله ، گوئى به كمين است پر او
هامش
( 1 ) - نام كوهى عظيم و سرافراز در كرمانشاه .