مفخر قم مأمن نيكان ، مباهات بزرگان * مكتب اهل فضيلت مدرس ارباب فتوى
روشن از شمس وجودش شد مه و مهر و كواكب * مكتسب از نور جودش شد يد بيضاى موسى
قطرهاى از بحر احسانش بهر رنجى معالج * ذرّهاى از مهر ايمانش بهر دردى مداوا
ساحت جانپرورش در قدر و عزت قصر جنت * درگه ذى رخصتش در عز و حشمت عرش اعلى
پايه كيوان اساسش برتر از ناهيد و كيوان * گنبد ميناطرازش همطراز سقف مينا
معبد اهل طريقت مسجد خير حقيقت * قبلهء ارباب حكمت ، كعبه آمال دلها
رشك چشم مسجد الاقصى بود در فضل و شوكت * ناسخ بيت المقدس ، ناقض دير و كليسا
در شكوه و جلوه باشد همدم نه طاق گردون * در جلال و رتبه باشد همسر عرش معلّى
خاك كوى دلربايش سجدهگاه اهل عرفان * گرد راه عرشسايش توتياى اهل معنى
خادم دربار او دافع بود بر جرم امت * زائر درگاه او شافع بود بر خلق دنيا
در نهال عطر بينش از ره اخلاص رو كن * چون غبار درگهش باشد علاج چشم اعمى
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 327
مساهمون: سيد محمد باقر برقعى
ص٣٢٧