تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 326

مساهمون:

ص٣٢٦
آنكه در بحر حقيقت گوهر ايمان پاكش * زينت صد هاجر است و زيور حورا و لعيا هاجر و لعيا و مريم آسيه ، سارا ، صفيّه * كرده خدمتكارى درگاه اين بانوى عظمى درگه ذى رخصت باب الحوائج مخبر عالم * مكتب عفّت بود بر زهرهء نسوان دنيا عالمان در مكتبش چون كودكان تازه‌مكتب * فاضلان در محضرش چون طفل نزد پير دانا خسروان هريك بدرگاهش كهينه چاكر از جان * تا ز فيض رحمتش ديهيمشان شد گيتىآرا هركه كوس فضل زد در عرصه علم و فضيلت * مىنشد افضل ز اقران تا نجست اينجا تولى مستفيض از فيض جودش سربه‌سر ابناى آدم * بهره‌مند از بحر لطفش جمله موجودات و اشيا منبع جود و سخا و مظهر لطف و كرامت * مخزن مهر وفا و معدل بذل و عطايا در سخاوت سبقت از صد حاتم طايى گرفته * در كرامت رشك ابر و حسرت بحر گهرزا پاسدار بينوايان ، پاسبان مستمندان * داروى درد فقيران منجى احباب و اعدا حامى اهل قم از هرگونه بيداد و تجاوز * حافظ اين سرزمين از رنج و اندوه و بلايا