تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 311

مساهمون:

ص٣١١
آمد مهى كه همچو « شكوهى » به حال زار * زينب به قتلگاه حسين نوحه‌خوان رسيد

سه ماتم جانسوز

اين ماه گريه بر حسن مجتبى كنم * يا گريه بر غريب خراسان ، رضا كنم گريه بر آن دو كشتهء مسموم زهرگين * يا آه و ناله بهر رسول خدا كنم سوزم از اين سه ماتم جانسوز با فغان * از ماجراى تشنه‌لب كربلا كنم در كربلا حسين علىّ تشنه شد شهيد * من طوس را ز ماتم او نينوا كنم او خاك گرم كرب بلا بود بسترش * من هم به خشت وادى طوس اكتفا كنم اى دل منم « شكوهى » بيدل كه صد فغان * از ماجراى تشنه‌لب كربلا كنم

زبان حال زينب عليها السّلام

برادر از سر كوى تو با فغان رفتم * به سوز سينه و با چشم خون‌فشان رفتم به كشتهء تو كنم تا وداع بازپسين * نداد لشكر اعدا مرا امان ، رفتم فغان كه مقنعه‌اى بر سرم نبود ، كنم * بر آفتاب به جسم تو سايبان ، رفتم تنت به كرب و بلا مانده پاره‌پاره ، وليك * من از قفاى سرت ، نزد دشمنان رفتم به كربلا تو پرستارى شهيدان كن * كه من ، به همره بيمار و كودكان رفتم بدى تو جان من خسته جان و در عجبم * كه جان نهادم و بىجان از اين مكان رفتم چو نيست چاره به ناچار چون « شكوهى » زار * جدا ز نزد تو گرديده ، نوحه‌خوان رفتم

نوحه بر عزيز رسول

چو گشت كشته جوانان گل‌عذار حسين * رسيد نوبت فرزند شيرخوار حسين ببرد شه ز سراپرده‌اش به عرصهء رزم * كه اى سپاه بر اين طفل مه عذار حسين دهيد جرعهء آبش كه از شرار عطش * ز دست مىرود اين دُر شاهوار حسين گناه و جرم بود گر مرا به زعم شما * نكرده هيچ گناه اصغر فگار حسين
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 311 | سيد محمد باقر برقعى