تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 289

مساهمون:

ص٢٨٩
به خرّمشهر پا بگذار و آنگه از سر ايمان * به ديده توتيا از خاك پاك حق‌ّگذاران كن اگر دارى سر سير و سلوك عرصهء عرفان * دل آيينه‌وش را جلوه‌گاه سوگواران كن « شقايق » چون عجين با خون خوبان است اين تربت * وضوى خون بگير و سجده‌اى بر خاك ياران كن

روشنى محفل

خداوندا ! تو هستى در دل ما * شود آسان ز عشقت مشكل ما به مهر و ماه گردون حاجتى نيست * كه روشن شد ز مهرت محفل ما

نصيب عاشق

هر داغ كه بر دل شقايق باشد * داغيست كه خود نصيب عاشق باشد هركس ره و رسم عشق و عرفان گيرد * در پرتو حقّ پى حقايق باشد