تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 264

مساهمون:

ص٢٦٤
غزل‌سرايى مايل است و آثار مطبوع ديگر او به نام « تو باغ منى » مجموعهء شعر در سال 1369 و كتابى به نام « دوبيتىهاى شاعران امروز » را تدوين و در سال 1373 منتشر ساخت و « غزل شاعران امروز » و آثار ديگرى به شرح زير تأليف كرده كه هنوز توفيق چاپ آن‌ها را نيافته است : طلايه‌داران شعر امروز ايران ؛ ترانه‌هاى تنهايى ؛ رباعى شاعران امروز ؛ چشمهء مهتاب ( مجموعهء شعر ) ؛ و نيز ديوان حسن دهلوى را با همكارى دكتر پيمان تصحيح كرده و نيز ديوان جويا تبريزى را با مقدّمه و شرح حال آماده نموده است .

بانگ رحيل

در رُخ پيران روشندل شبابى ديگر است * مستى رندان عالم از شرابى ديگر است گرچه از مردم جدا بودن عذاب زندگىست * ليك خود ديدار نامردم عذابى ديگر است مىرسد از كاروان عمر ما « بانگ رحيل » * از جرس بشنو كه در اين ره شتابى ديگر است از سفيهان گر شنيدى ياوه‌اى ، دل بَد مكن * ژاژخايان را سكوتِ ما جوابى ديگر است كاتب حقّ يك‌زمان از كار ما غافل نماند * در كتاب آفرينش خود حسابى ديگر است دلپذير اهل معنى نيست نقش زندگى * نكته‌سنجان را در اين ره انتخابى ديگر است ما و شمع و خلوت و ديدار يارِ ماه‌روى * بزم ما را روشنى از ماهتابى ديگر است روح من هرگز نفرسايد ز ظلمت‌ها « شفق » * در سپهر خاطر ما آفتابى ديگر است

اشك

شب است و ديدهء ما را بود بهانهء اشك * كه چشم چشمهء درد است و خانه خانهء اشك منم درخت خزان‌ديده در جوانى خويش * كه بردميده ز هر شاخه‌ام جوانهء اشك غم زمانه چه گويم ، كه لحظه‌لحظهء عمر * شود به ديدهء غم‌ديده دانه‌دانهء اشك به برق چشم غم‌آلوده‌ام چو مىنگرى * ببين به ديدهء دردآشنا نشانهء اشك چگونه زار نگريم به حال خستهء خويش * كه دور دورِ غم است و زمان زمانهء اشك