تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 260

مساهمون:

ص٢٦٠
چهار بهت مكرر ، چهار آيينه * نگاه بود كه پشت نگاه مىلرزيد شب سكوت على را فقط خدا مىديد * و « شعله » اى كه دلش گاه‌گاه مىلرزيد

يا عشق

اى چشم مست ، راز شراب ، اى نگاه سرخ * عريان‌ترين تبلور عصيان ، گناه سرخ پايى بكوب دست بيفشان ، غزل برقص * زيباست رنگ رقص خدايان ، إله سرخ ! تقصير من نبود ، مرا بازهم ببخش * لب‌هاى توست باعث هر اشتباه سرخ شرمى كه گونه‌هاى تو را بوسه مىگرفت * با قلب من معاشقه مىكرد ، ماه سرخ ! اين‌طور بىملاحظه گيسو رها مكن * از بادها بترس گل من گياه سرخ تا باد در شباشب گيسوت مىوزد * هر شب زبانه مىكشد از سينه ، آه سرخ انگار سرنوشت ، صدا مىكند مرا * من خيره مانده‌ام سر يك چارراه سرخ يا عشق : اين سپيد سپيد سپيد سبز * يا مرگ : اين سياه سياه سياه سرخ

مىرقصيد

آهاى بانوى من ، اشتباه مىرقصيد ! * تباه - مثل هميشه - تباه مىرقصيد ! صدا ميان نفس‌هاى باد گم مىشد * درخت صاعقه آتش ، گياه . . . مىرقصيد