چهار بهت مكرر ، چهار آيينه * نگاه بود كه پشت نگاه مىلرزيد
شب سكوت على را فقط خدا مىديد * و « شعله » اى كه دلش گاهگاه مىلرزيد
يا عشق
اى چشم مست ، راز شراب ، اى نگاه سرخ * عريانترين تبلور عصيان ، گناه سرخ
پايى بكوب دست بيفشان ، غزل برقص * زيباست رنگ رقص خدايان ، إله سرخ !
تقصير من نبود ، مرا بازهم ببخش * لبهاى توست باعث هر اشتباه سرخ
شرمى كه گونههاى تو را بوسه مىگرفت * با قلب من معاشقه مىكرد ، ماه سرخ !
اينطور بىملاحظه گيسو رها مكن * از بادها بترس گل من گياه سرخ
تا باد در شباشب گيسوت مىوزد * هر شب زبانه مىكشد از سينه ، آه سرخ
انگار سرنوشت ، صدا مىكند مرا * من خيره ماندهام سر يك چارراه سرخ
يا عشق : اين سپيد سپيد سپيد سبز * يا مرگ : اين سياه سياه سياه سرخ
مىرقصيد
آهاى بانوى من ، اشتباه مىرقصيد ! * تباه - مثل هميشه - تباه مىرقصيد !
صدا ميان نفسهاى باد گم مىشد * درخت صاعقه آتش ، گياه . . . مىرقصيد