تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 245

مساهمون:

ص٢٤٥
انگلستان سفر كند و سرانجام پس از سى و دو سال خدمت در سال 1351 بازنشسته گرديد . دكتر شروين در سال 1323 حدود دو سال در بازداشت متّفقين در زمان جنگ بين الملل دوم در اراك و تهران و رشت به سر برد . دكتر شروين از طبع شعر و قريحهء شاعرى نيز برخوردار است و در قالب‌هاى مختلف و در موضوعات متنوّع طبع‌آزمايى كرده و از عهده برآمده است . اينك نمونه‌هايى از نظم او :

مناسبت بعثت حضرت ختمى مرتبى صلّى اللّه عليه و آله بامداد اميد

سحرگهان كه برآمد سروش رحمانى * به نام ختم رسل ، زبده فرد انسانى كه اى گليم به اندام خويش پيچيده * به پاى خيز ! به تكبير ذات سبحانى يگانه علّت غايى ممكنات جهان * خجسته مَهبَطِ وحى و سروش رحمانى نرفته مكتب و ناديده در جهان استاد * بخواند دفتر توحيد را به آسانى دوان ز غار حرا و ز كوه نور روان * چنان‌كه رشك بر آن‌طور و پور عمرانى گرفت پرچم توحيد و تاخت بر صف كُفر * نداشت بيم و هراسى ز خيل شيطانى به شوق ، نعره‌زنان « لا إله الّا اللّه » * فكند لرزه بر اندام عالى و دانى به پرتوى زِ حقيقت چو بامداد اميد * طلوع كرد در آن آسمان ظلمانى به مردمى كه ز جهل و فساد و كفر و نفاق * نداشتند كم از خوى زشت حيوانى نبرده راه به‌سوى حقيقت يكتا * نكرده سير مگر در هواى نفسانى دريد پردهء اوهام و خودپرستى را * نمود راه سعادت به خلق ارزانى زُدود كعبه ز اصنام و كوفت پرچم دين * بساخت خانه ز نو قبلهء مسلمانى شكست سيطرهء صاحبان كبر و غرور * كه كبريا نسزد جز به ذات يزدانى اگرچه كرد مسخّر جهان به همّت خويش * نبود در طلبِ حشمت سليمانى