تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣

پيشگاه والاى كاروان‌سالار عاشقان حضرت امام حسين عليه السّلام امام آفتاب

آفتابِ عشق سر زَد از فرازِ نيزه‌ها * كس نداند غيرِ جانان ، رمز و رازِ نيزه‌ها زخمه بر تارِ شهادت زد ، امامِ آفتاب * مىرسد بر گوشِ باورِ ، سوز و ساز نيزه‌ها بر سرانِ سرورانِ كربلا بنگر ، كه عشق * مىتراود از لبانِ عشق‌بازِ نيزه‌ها عشق آمد بر فرازِ نيزه ، يا رأسِ حسين ؟ * شورِ جانان است ، يا راز و نيازِ نيزه‌ها جارى از چشمِ شقايقها ، زلالِ « شبنم » است * شد چراغِ لاله روشن ، بر فرازِ نيزه‌ها

دشت انتظار

اى ماه اگر ز مهر نگيرى سراغِ دل * روشن به شامِ شوق ، نگردد چراغِ دل اى نوبهارِ حُسنِ ، كه خواريم بىرُخت * جز گلبنِ اميد ، نرويد به باغِ دل بىساغرِ نگاهِ تو كى مست مىشويم * اين باده بوده است ، فروغِ اياغِ دل دل آن شقايق است ، كه در دشتِ انتظار * كس باخبر نگشت ، ز سوز و ز داغِ دل « شبنم » به روزگار ، مرا جان رسد به لب * جانان اگر ز مهر ، نگيرد سراغِ دل

نخل شرف

در بحرِ شرف ، گوهرِ شهوار على بود * بر قافلهء عاطفه ، سالار على بود خورشيدِ سپهرِ كرم و رادى و رأفت * در شهرِ فلك ، كوكبِ ايثار على بود در شامِ خطر ، جاى نبى ، شاهِ ولا خُفت * بر ختمِ رُسل ، از دل‌وجان ، يارعلى بود
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 233 | سيد محمد باقر برقعى