پيشگاه والاى كاروانسالار عاشقان حضرت امام حسين عليه السّلام امام آفتاب
آفتابِ عشق سر زَد از فرازِ نيزهها * كس نداند غيرِ جانان ، رمز و رازِ نيزهها
زخمه بر تارِ شهادت زد ، امامِ آفتاب * مىرسد بر گوشِ باورِ ، سوز و ساز نيزهها
بر سرانِ سرورانِ كربلا بنگر ، كه عشق * مىتراود از لبانِ عشقبازِ نيزهها
عشق آمد بر فرازِ نيزه ، يا رأسِ حسين ؟ * شورِ جانان است ، يا راز و نيازِ نيزهها
جارى از چشمِ شقايقها ، زلالِ « شبنم » است * شد چراغِ لاله روشن ، بر فرازِ نيزهها
دشت انتظار
اى ماه اگر ز مهر نگيرى سراغِ دل * روشن به شامِ شوق ، نگردد چراغِ دل
اى نوبهارِ حُسنِ ، كه خواريم بىرُخت * جز گلبنِ اميد ، نرويد به باغِ دل
بىساغرِ نگاهِ تو كى مست مىشويم * اين باده بوده است ، فروغِ اياغِ دل
دل آن شقايق است ، كه در دشتِ انتظار * كس باخبر نگشت ، ز سوز و ز داغِ دل
« شبنم » به روزگار ، مرا جان رسد به لب * جانان اگر ز مهر ، نگيرد سراغِ دل
نخل شرف
در بحرِ شرف ، گوهرِ شهوار على بود * بر قافلهء عاطفه ، سالار على بود
خورشيدِ سپهرِ كرم و رادى و رأفت * در شهرِ فلك ، كوكبِ ايثار على بود
در شامِ خطر ، جاى نبى ، شاهِ ولا خُفت * بر ختمِ رُسل ، از دلوجان ، يارعلى بود