از بحث و فحص شعر نو و كهنه فارغم * من مادح مديحهسرايان حيدرم
خاكم به سر ! ز نخوت اگر ادّعا كنم * در خيل شاعران ، كه من نيز شاعرم
شبخيز در شعر علاقهء خاصّى به مدح و مرثيت ائمّهء اطهار عليه السّلام دارد و اخلاص خود را به خاندان پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله از اين رهگذر ابراز مىدارد .
نمونههاى زير از شعر اوست :
كعبه مقصود
ما آيينهداران خرابات ظهوريم * سرمست ز كيفيّت صهباى حضوريم
در دشت تمنّاى نظر ، چشم كليميم * در سينهء سيناى طلب ، جلوهء طوريم
نزديكتر از ماست به ما ، كعبهء مقصود * از نقص كمال است گر از مرحله دوريم
مستغرق گرداب خياليم چو امواج * آسوده ز انديشهء توفان شعوريم
هر ذرّه چو خورشيد زند بانگ هوالحقّ * ماييم كه از گوش و بصيرت ، كر و كوريم
معذور ز آداب كماليم و تكلّف * تكليف ادب نيست ، كه محكوم قصوريم
در هر نفس آشوب دو صد محشر كُبراست * ما غافل از آن ، منتظر نغمهء صوريم
جز دولت وصل از دوجهان هيچ نخواهيم * نى طالب حوريم و نه مشتاق قصوريم
« شبخيز » چه باك از خطر سيل حوادث ؟ * در پهنهء تسليم و رضا ، كوه صبوريم
سوداى جنون
چنان مستم كه از مستى به كف پيمانه مىرقصد * ز جوش باده ، خُم در گوشهء خُمخانه مىرقصد
چو رهن جام مىگردد مرا سجّادهء سالوس * ز خرسندى به دستم سبحهء صددانه مىرقصد
نمىسوزد چنان پروانهاى از آتش حسنش * دلم چون شعله از شمع رخ جانانه مىرقصد