تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣
از بحث و فحص شعر نو و كهنه فارغم * من مادح مديحه‌سرايان حيدرم خاكم به سر ! ز نخوت اگر ادّعا كنم * در خيل شاعران ، كه من نيز شاعرم
شب‌خيز در شعر علاقهء خاصّى به مدح و مرثيت ائمّهء اطهار عليه السّلام دارد و اخلاص خود را به خاندان پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله از اين رهگذر ابراز مىدارد . نمونه‌هاى زير از شعر اوست :

كعبه مقصود

ما آيينه‌داران خرابات ظهوريم * سرمست ز كيفيّت صهباى حضوريم در دشت تمنّاى نظر ، چشم كليميم * در سينهء سيناى طلب ، جلوهء طوريم نزديك‌تر از ماست به ما ، كعبهء مقصود * از نقص كمال است گر از مرحله دوريم مستغرق گرداب خياليم چو امواج * آسوده ز انديشهء توفان شعوريم هر ذرّه چو خورشيد زند بانگ هوالحقّ * ماييم كه از گوش و بصيرت ، كر و كوريم معذور ز آداب كماليم و تكلّف * تكليف ادب نيست ، كه محكوم قصوريم در هر نفس آشوب دو صد محشر كُبراست * ما غافل از آن ، منتظر نغمهء صوريم جز دولت وصل از دوجهان هيچ نخواهيم * نى طالب حوريم و نه مشتاق قصوريم « شب‌خيز » چه باك از خطر سيل حوادث ؟ * در پهنهء تسليم و رضا ، كوه صبوريم

سوداى جنون

چنان مستم كه از مستى به كف پيمانه مىرقصد * ز جوش باده ، خُم در گوشهء خُم‌خانه مىرقصد چو رهن جام مىگردد مرا سجّادهء سالوس * ز خرسندى به دستم سبحهء صددانه مىرقصد نمىسوزد چنان پروانه‌اى از آتش حسنش * دلم چون شعله از شمع رخ جانانه مىرقصد