و مار ، چهره خاك را
سياه كرد
آنگاه « گاو » با گذر از آب
در شكستن طلسم مار
با آهِ آهن
نعره برآورد . . .
و مار در كوه
به زنجير كشيده شد
* امّا هنوز خاك با چهرهاش سياه
درنگ خورشيد را
خواب مىبيند ! . . .
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 211
مساهمون: سيد محمد باقر برقعى
ص٢١١