تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 199

مساهمون:

ص١٩٩
به عنوان فرمانده ناحيهء هفت سپاه غرب تهران منصوب شد و هم‌اكنون در اين سمت انجام‌وظيفه مىكند . قنبرى حدود دو سال به عنوان مسئول كميسيون جمع‌آورى و فروش اموال اسقاط ستاد پشتيبانى جنگ فعّاليّت داشت و بيش از بيست و دو سال سابقهء كار در كارخانه‌هاى تهران در رشته‌هاى مختلف فنّى چون برق ، مكانيك ، تراشكارى ، جوشكارى ؛ و در سطوح مديريّت به عنوان معاون مدير فنّى يكى از كارخانه‌ها براى مدّت يك سال ، و تحت عنوان مديريّت ادارى در يكى ديگر از كارخانه‌ها براى مدّت چهار سال به انجام‌وظيفه اشتغال داشته است . قنبرى يك‌چند در شعر « صابر » تخلّص مىكرد و بعد آن را به « شاهد » تبديل نمود .

كوثر رضوان

اى كه در انگشتر خِلقت درخشان چون نگينى * دخت ختم الانبياء و امّ ختم‌المرسلينى شمس عالم‌تابى اندر ظلمت خاموش هستى * رازدار مصطفى و محرم روح الامينى كفو باب علمى و مقصود بزم عارفانى * قرّة العين پدر را مامى و عين اليقينى سمبل معراج و كانون معنايى به عالم * مظهر آب حيات و جمله اسرارالمبينى جاودان تصوير زن بر تارك عرض زمانى * آيهء تطهيرى و بر سالكان حبل‌المتينى فاطمه نامى و كبرى منظر و مرضيّه‌اى * كوثر رضوان و در جنّت شفيع‌المؤمنينى

گذرگاه عشق

من چو پروانه به گرد تو پديدار شدم * در غم هجر تو چون حافظ و عطّار شدم ناله از سينه برآوردم و در كوى وصال * به خيال سحرت خفته و بيدار شدم كام دل از كه ستانم كه در اين دير خراب * من به‌جز تو دگرى را نه به پندار شدم جام مى از خم معشوق بدادند ، ولى * از مى جام تو من مست و سبكبار شدم
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 199 | سيد محمد باقر برقعى