تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩
مأنوس كنى * اكنون آمودريا پاهاى تو را خيس نمىكند و آناهيتا ، بيكار ، در تجربهء معصوميّت . . .

شاليزار ، گندم‌زار ، جنگل

سينهء شاليزار ، از هُرم شالىكار مىسوزد و به جست‌وجوى تبار خويش آلبوم گونىها را ورق مىزند . گام‌هاى توفان ، سينهء خاك را مىفشارد و تبر درد ، بر كُندِهء درخت زندگى ، مرثيه مىخواند . آنجا ، آن دوردست درم معبر تقدير زنى شالىكار ، خدايش را مىخواند كه صبورىات را ، با من تقسيم كن آى ! شاليزار ، جنگل