تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 186

مساهمون:

ص١٨٦
است . وى كمتر در انجمن‌هاى ادبى شركت مىكند و در ميان شاعران معاصر بيشتر به آثار محمّد حقوقى و عمران صلاحى دلبستگى دارد و بعضى از كارهاى شاملو را نيز مىپسندد . خانم شاه‌حسينى در سال 1374 ( 1995 ) در كنفرانس جهانى زن در پكن براى معرّفى زنان شاعر ايران با هزينهء شخصى خود شركت كرد و در پروژهء زنان شاعر مينه سوتا ( آمريكا ) شعرى دربارهء شعار كنفرانس ( برابرى ، توسعه ، صلح ) از چشم زنان سرود . نمونه‌هاى زير از شعر اوست :

كلام تازه

بىتو تنها مانده‌ام ، اى واى من ! * واى بر وَهمِ توان‌فرساى من ! اينك اين من ، خسته از واماندگى * خسته از تكرار تنهاماندگى نام تو جاريست در پرهيز من * بازوانت شهر شعرانگيز من قصّه‌اى ، شعرى ، كلام تازه‌اى * حجم آغوش مرا اندازه‌اى غربت اندوه ما را دور كن * آنچه ظلمت مىكند با نور كن نبض شعرم را بزن پربارتر * از تو دارم هرچه از پا تا به سر « اى مرا با شور و شعر آميخته * اين همه آتش به جانم ريخته » « چون تب عشقم چنين افروختى * لاجرم شعرم به آتش سوختى »

بهار

باز بهار آمده ، پنجره را باز كن * با نفسِ تازه‌ات ، شور دگر ساز كن سبزهء صحرا نگر ، بستر صد لاله شد * با پَرِ انديشه‌ات ، شوق به پرواز كن نالهء پاييز رفت ، سوز زمستان گذشت * سال نو از ره رسيد ، زندگى آغاز كن نغمهء بلبل شنو ، رقص شقايق ببين ! * دست فشان ، پاىكوب ! عُقدهء دل باز كن هرچه به جانت غم است ، در دل صحرا بريز * اشك به دامن مريز ، چارهء اين ساز كن